ميرزا محمد حيدر دوغلات

97

تاريخ رشيدى ( فارسي )

رسيده است كه روى مال خواجه را به مغولستان به مغولى فرستادن مناسب نيست و حيف است ، روى مال 262 ديگرى فرستاده‌اند . چون آن روى مال را به مير آوردند روى مال را به تبرك به روى ماليده‌اند ، همان لحظه به آن شخص داده‌اند و گفته‌اند كه اگر اين تحقيق روى مال خواجه زاهد باشد مرا به اين چنين روى مال احتياج نيست ، برگردانيده داده‌اند . آن شخص باز روى مال را به حرم خواجه برده داده است . حرم خواجه تعجب‌ها كرده و آن را به خواجه زاهد گفته است . خواجه زاهد حرم خود را عتاب فرموده‌اند ، گفته كه مير از اين طايفه 263 است ، چرا چنين كردى ؟ خواجه ، روى مال خود را فرستاده‌اند . چون آن شخص روى مال را به مير رسانيد ، مير روى مال گرفته به روى ماليده گفته‌اند ، آرى عين روى مال خواجه است و مرا به خواجه همين اعتقاد است . مقصود كه از امير خوارق عادات بسيار منقول است . بالجمله چون سن شريف مير به نود و هفت رسيد ( 45 پ ) و كبر سن ايشان را دريافت ، ايشان را داعيه حج بسيار شد ، هرچند از ويس خان رخصت طلبيد ميسر نشد . مير خفيه به ميرزا الوغ بيگ كس فرستاد كه ميرزا بيايد من مغول را ويران ساخته به وى سپارم . چون ميرزا الوغ بيگ را ضرر بسيار از مغول مىرسيد هميشه در صدد قلع مغول مىبود . فى الحال سوار شد « 1 » چون به حدود چو 264 رسيد كه يكى از مواضع « 2 » مشهورهء مغولستان است ، مير گريخته پيش ميرزا الوغ بيگ رفته و الوس مغول هر كس به طرفى متفرق شدند . چون مير پيش ميرزا الوغ بيگ رسيد به ميرزا گفت مقصود من همين بود كه اجازات حج نمىدادند ، « 3 » به اين بهانه آمدم . اكنون مصلحت نيست كه از اين پيش رفته شود . ميرزا الوغ بيگ از همان جا برگشت . به مير خدايداد تعظيم و توقير بسيار كرد . چون به سمرقند رسيدند ، ميرزا الوغ بيگ از مير التماس نمود كه توره 265 چنگيزى را هيچ كس مثل شما نمىداند ، همه قواعد او را به ما بگوييد كه ما را در كليات امور به آن احتياج است . مير گفته است كه ما توره چنگيزى را بد گفته ترك همه كرده به شريعت آمده‌ايم ، اگر توره چنگيزى نيك بوده است ميرزا با وجود دانشمندى شرع را گذاشته مقيد توره

--> ( 1 ) . نگ : + و عازم [ مغولستان ] شد . ( 2 ) . نگ : شهرهاى . ( 3 ) . نگ : اجازه رفتن به مكه نمىدادند .